|
لشکر بیگانه
در بعضی روایات آمده است روزی که بغداد در برابر هلاکو تسلیم شد٬ وخلیفه مسلمین(مستعصم بالله) در دست مغولان بی اسلام اسیر بود٬
روزی چند به فرمان ایلخان اورا طعام ندادند٬و مستعصم از گرسنگی بی تحمل شده از موکلان خوردنی طلبید . ایشان التماس خلیفه را به هلاکو عرض کردند٬ حکم شد که طبقی از زر احمر و جواهر پیش خلیفه بردند و او را به تناول آن اشیا تکلیف نمایند ٬ چون آن طبق به نظر مستعصم رسید٬ گفت:زر وجواهر چگونه توان خورد؟ ترجمان از زبان ایلخان جواب داد که چیزی را نتوان خورد چرا ندادی جان خود و چندین هزار مسلمان نکردی و به سپاه ندادی تا ملک موروث تو را از تعرض لشکر بیگانه محفوظ دارند؟ |+| نوشته شده توسط چونه گیر در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 0:18 |
|


